پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۱

عیش گیتی باد تند پر غباری بیش نیست

زندگی آب روان ناگواری بیش نیست

این قدر بر تاج دولت، گردن خواهش مکش

سایه بال هما ابر بهاری بیش نیست

در طلاقش ای دل نامرد، چند استادگی؟

آخر این دنیا زن ناسازگاری بیش نیست

زینت دنیا ندارد این قدر واله شدن

سرخ و زردش، چون شفق نظاره واری بیش نیست

پرمشو ز اوضاع ناهموار گیتی تنگدل

کاین بلند و پست، سیر کوهساری بیش نیست

ای که از مستی کنی هرلحظه صد فریاد و شور

از تو تا قعر جهنم نعره واری بیش نیست

می کنند از هر طرف نیش زبان بر هم دراز

بزم گلریزان مستان خارزاری بیش نیست

حلقه پشت کهنسالان ز بار زندگی

از برای مرگ چشم انتظاری بیش نیست

ای دعا برخیز و سر کن راه درگاه کریم

از تو تا عرش اجابت آه واری بیش نیست

برگرفتش سبزه سان از خاک مهر لطف دوست

ورنه واعظ دانه آسا خاکساری بیش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۳خاطر بلهوس او چه وفا خواهد داشت
  2. شمارهٔ ۲۰۴خوشا سراب که، پا از عدم برون نگذاشت
  3. شمارهٔ ۲۰۵در طریق بندگی از خویش میباید گذشت
  4. شمارهٔ ۲۰۶شب ز دردم، جمله دریا حق گذشت
  5. شمارهٔ ۲۰۷خامه از برگشته بختی تا به آن دلبر نوشت
  6. شمارهٔ ۲۰۸سوی یار از همه پرداخته میباید رفت
  7. شمارهٔ ۲۰۹گریه خونین ترا از ناله های ما گرفت
  8. شمارهٔ ۲۱۰مفت آیین سخا را کی توان دامن گرفت؟
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.