پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

درد ما از پختگی، زحمت ده هر گوش نیست

چون می(خم) دیگ ما را ناله‌ای در جوش نیست

چون بود پوشیده از مردم ز بیچیزی چه باک؟

این طبق را نعمتی بالاتر از سرپوش نیست

بودی آسان، گر زاظهار تبحر تن زدن

از فغان هرگز لب دریا چرا خاموش نیست

از درشتی، لب چو بندی، نشنوی هرگز درشت

پنبه یی، چون نرمی گفتار بهر گوش نیست

نیست بی آوازه ممکن ریزش اهل سخا

وقت رفتن سیل هرگز از فغان خاموش نیست

واعظ از مردن چه غم؟ گر از علایق رسته‌ای

راه آسانست، گر باری ترا بر دوش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲دمی بشمع کرامت، چو تندی خو نیست
  2. شمارهٔ ۲۰۳خاطر بلهوس او چه وفا خواهد داشت
  3. شمارهٔ ۲۰۴خوشا سراب که، پا از عدم برون نگذاشت
  4. شمارهٔ ۲۰۵در طریق بندگی از خویش میباید گذشت
  5. شمارهٔ ۲۰۶شب ز دردم، جمله دریا حق گذشت
  6. شمارهٔ ۲۰۷خامه از برگشته بختی تا به آن دلبر نوشت
  7. شمارهٔ ۲۰۸سوی یار از همه پرداخته میباید رفت
  8. شمارهٔ ۲۰۹گریه خونین ترا از ناله های ما گرفت
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.