پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۸

فکر سامان جهان، کار من رنجور نیست

برنیاید این تلاش از ناتوانان، زور نیست

میکشد خود را بر اوج جاه این دار فنا

پایه مرد خویشتن بین را کم از منصور نیست

یافتی چون ملک دل، بگشا به اظهارش زبان

والی این مملکت را، حاجت منشور نیست

تنگ روزی، بیش گردد بهره مند از مال خود

جوی بهتر میخورد آبی که آن پرزور نیست

گرچه دورم از دل این خلق دل از حق بدور

گر ازین دوری بحق نزدیک گردم، دور نیست

مهر دولت گر کشد تیغ از پس دیوار فقر

برنخیزد سایه‌وَش واعظ اگر بی‌شور نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۰درد ما از پختگی، زحمت ده هر گوش نیست
  2. شمارهٔ ۲۰۱عیش گیتی باد تند پر غباری بیش نیست
  3. شمارهٔ ۲۰۲دمی بشمع کرامت، چو تندی خو نیست
  4. شمارهٔ ۲۰۳خاطر بلهوس او چه وفا خواهد داشت
  5. شمارهٔ ۲۰۴خوشا سراب که، پا از عدم برون نگذاشت
  6. شمارهٔ ۲۰۵در طریق بندگی از خویش میباید گذشت
  7. شمارهٔ ۲۰۶شب ز دردم، جمله دریا حق گذشت
  8. شمارهٔ ۲۰۷خامه از برگشته بختی تا به آن دلبر نوشت
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.