پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۷

در چهره بی شرم، نشانی ز صفا نیست

تف باد برآن رو که در آن آب حیا نیست

از ذل طمع رست، هرآنکس که به کم ساخت

شهریست قناعت که در آن نام گدا نیست

راضی به دل آزادی یاران نتوان بود

از همنفسان شکر کسی را غم ما نیست

از هیچ کسم، چشم کسی نیست ز یاران

زآن رو که مرا هیچ کسی غیر خدا نیست

با نقش جهان، دل نپسندیده به عقبی است

آری زر این شهر در آن شهر روا نیست

هرچند که پر زشت بود طاعتم، این هست

کز بسکه بدی هست در آن، جای ریا نیست

واعظ چه کنی شکوه شب و روز، ز پیری

هستت به عصا دسترس، ار قوت پا نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۹کریم اوست که منت در آب و نانش نیست
  2. شمارهٔ ۲۰۰درد ما از پختگی، زحمت ده هر گوش نیست
  3. شمارهٔ ۲۰۱عیش گیتی باد تند پر غباری بیش نیست
  4. شمارهٔ ۲۰۲دمی بشمع کرامت، چو تندی خو نیست
  5. شمارهٔ ۲۰۳خاطر بلهوس او چه وفا خواهد داشت
  6. شمارهٔ ۲۰۴خوشا سراب که، پا از عدم برون نگذاشت
  7. شمارهٔ ۲۰۵در طریق بندگی از خویش میباید گذشت
  8. شمارهٔ ۲۰۶شب ز دردم، جمله دریا حق گذشت
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.