پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶

خرام ناز تو، معمار شهر ویرانیست

نگاه، مفتی آیین نامسلمانیست

ز شیوه های تو ای شاه ملک استغنا

کسی که ملتفت ماست، چین پیشانیست

عجب نباشد، اگر گشته چشم دلها سیر

که دست زلف تو در کیسه پریشانیست

یکی ز خاک نشینان کوی تست مگر

که عطف دامن گردون ز صبح نورانیست

کشیده است مگر تیغ، کوه تمکینت

که آفتاب ز حیرت چو چشم قربانیست

میان ناز تو صبر ما مگر جنگ است

که باز چشم سخنگوی، در رجز خوانیست

مدان ز سیل بلا واعظ اضطراب مرا

تپیدن دل من در تلاش ویرانیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸فکر سامان جهان، کار من رنجور نیست
  2. شمارهٔ ۱۹۹کریم اوست که منت در آب و نانش نیست
  3. شمارهٔ ۲۰۰درد ما از پختگی، زحمت ده هر گوش نیست
  4. شمارهٔ ۲۰۱عیش گیتی باد تند پر غباری بیش نیست
  5. شمارهٔ ۲۰۲دمی بشمع کرامت، چو تندی خو نیست
  6. شمارهٔ ۲۰۳خاطر بلهوس او چه وفا خواهد داشت
  7. شمارهٔ ۲۰۴خوشا سراب که، پا از عدم برون نگذاشت
  8. شمارهٔ ۲۰۵در طریق بندگی از خویش میباید گذشت
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.