پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۱

در پای دلت هر غم بی فایده بندیست

هر پیچشت از فکر جهان چین کمندیست

از آتش زر این همه آوازه منعم

در گوش خردمند چو فریاد سپندیست

مد نگهت، برخط هر لوح مزاری

در پنجه مژگان تو سررشته پندیست

خاموشی هر یک ز عزیزان ته خاک

بر مردم غفلت زده، فریاد بلندیست

تاکی گله از کوتهی جذبه معشوق

گردن چو نهی، بر تو ز هر جاده کمندیست

دل از غم بیهوده دنیا چو فگندیم

واعظ ز جهان چاره ما کند بلندیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۳رم کن از الفت، که تنهایی عجب یار خوشیست
  2. شمارهٔ ۱۹۴آنکه هرلحظه نمرد از غم رویت، چون زیست؟
  3. شمارهٔ ۱۹۵آید چو مرگ هستی پیر و جوان یکیست
  4. شمارهٔ ۱۹۶خرام ناز تو، معمار شهر ویرانیست
  5. شمارهٔ ۱۹۷در چهره بی شرم، نشانی ز صفا نیست
  6. شمارهٔ ۱۹۸فکر سامان جهان، کار من رنجور نیست
  7. شمارهٔ ۱۹۹کریم اوست که منت در آب و نانش نیست
  8. شمارهٔ ۲۰۰درد ما از پختگی، زحمت ده هر گوش نیست
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.