پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۶

خاطرت چون رم کند از هر دو عالم، رام اوست

تا ز هستی کنده‌ای دل را، نگین نام اوست

تا به فکر خویش افتادیم، صید او شدیم

هر به خود پیچیدن ما، حلقه‌ای از دام اوست

یاد او در خاطرم آسوده نتواند نشست

بی‌قراری‌های عاشق، بستر آرام اوست

عذرخواهی‌های لطفش از دلم بیرون نبرد

این چه دلچسبی است با شیرینی دشنام اوست

بیقراری میرساند مژدهٔ او را به ما

واعظ آواز تپیدن‌های دل پیغام اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۸گفتمش: آن آتش است؟ گفت که: نی،روست روست!
  2. شمارهٔ ۱۸۹چشم بگشا سرو آزادم، ببین احوال چیست؟
  3. شمارهٔ ۱۹۰درد رنجوران تو، درمان چه می‌داند که چیست؟
  4. شمارهٔ ۱۹۱در پای دلت هر غم بی فایده بندیست
  5. شمارهٔ ۱۹۲سوی قبرستان گذاری کن، که خوش بوم و بریست
  6. شمارهٔ ۱۹۳رم کن از الفت، که تنهایی عجب یار خوشیست
  7. شمارهٔ ۱۹۴آنکه هرلحظه نمرد از غم رویت، چون زیست؟
  8. شمارهٔ ۱۹۵آید چو مرگ هستی پیر و جوان یکیست
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.