پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۲

جانشین سفره، اکنون قالی کرمان شده است

شیشه الوان، بجای نعمت الوان شده است

بسکه دانند از قدوم دوستان خود را خراب

سیل در کاشانه ها اکنون به از مهمان شده است

پشت و روی خود یکی کن، خواهی ار ارزندگی

زین هنر افزون بهای گوهر غلتان شده است

حق شناسی راستی در وقت بیچیزی بود

زان الف از حرفها سرکرده ایمان شده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۴مایه جمعیت خاطر، نه سامان بوده است
  2. شمارهٔ ۱۷۵بسکه ضعفم از نگاه او بخود بالیده است
  3. شمارهٔ ۱۷۶خود کوه لنگری و، دلت سنگ خاره است
  4. شمارهٔ ۱۷۷پیری رسید و، از همه وقت کناره است
  5. شمارهٔ ۱۷۸بربند میان، وقت کنارت ز میان‌هاست
  6. شمارهٔ ۱۷۹دو رنگی، شیوه اهل زمانه است
  7. شمارهٔ ۱۸۰تا کی غم معاش خورم؟ وقت بندگی است
  8. شمارهٔ ۱۸۱چو خیزی از سر شهرت سریر سلطانی است
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.