پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۵

کوه کن از طرفی، وز طرفی مجنون است

پر ز عشق است، اگر کوه و اگر هامون است

کیست، کو خانه خراب هوس دنیا نیست؟

یکی از خاک نشینان درش، قارون است

پیش پاکان، همه اقبال جهان ادبار است

نخل در آینه آب روان وارون است

اهل دل، ربط بهم از ره باطن دارند

رشته گوهر صد لفظ همان مضمون است

پیش ابنای زمان، عقل و خرد بی شرمیست

بید را نام سرافگنده چو شد، مجنون است

جامه هستیت از لوث هوس پاک کند

مالش سختی ایام، تو را صابون است

ظاهر و باطن ما، در طبق اخلاص است

هرچه در خانه بود آینه را بیرون است

تاب دردسر پرگویی کهسارم نیست

جای مجنون سراپا رم ما، هامون است

آن قدر تشنه حرف لب یاقوت توام

که زبان چون قلم از کام مرا بیرون است

کیست واعظ، که کند دعوی صاحب سخنی؟

این قدر بس که نگویند که ناموزون است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۷در طریق زندگانی هر قدم چندین گو است
  2. شمارهٔ ۱۶۸طرف از شکستگان جهان کس نبسته است
  3. شمارهٔ ۱۶۹چون دو ابروی سیاهت که به هم پیوسته است
  4. شمارهٔ ۱۷۰خود هیچ و، نقاب از خط شبرنگ گرفته است
  5. شمارهٔ ۱۷۱لوح دنیا از خط مهر و محبت ساده است
  6. شمارهٔ ۱۷۲جانشین سفره، اکنون قالی کرمان شده است
  7. شمارهٔ ۱۷۳مرد روشندل، ز نقص خویشتن شرمنده است
  8. شمارهٔ ۱۷۴مایه جمعیت خاطر، نه سامان بوده است
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.