پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

هست خفت گرمی یاران بهر کو آدم است

اهل همت را بسر، دست نوازش چون یم است

سربلندی آرزو داری، سخاوت پیشه کن

کاین علم را، ریزش باران احسان پرچم است

فکر عمری کن، اگر کوته نمیسازی امل

کز برای این امل این زندگانی ها کم است

از هنرها، غیر زرداری کنون نبود پسند

این غزل را مصرع برجسته نقش درهم است

نیست ما صافی نهادان را ز کس پوشیده‌ای

نیک و بد در خانه آیینه واعظ محرم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷خانه بردوشیم ما، کنج وطن کی جای ماست؟
  2. شمارهٔ ۱۴۸زکام اینکه فرو ریزدم، نه دندان است
  3. شمارهٔ ۱۴۹ز اهل جود، چه منت؟ دهنده یزدان است
  4. شمارهٔ ۱۵۰این درهم و دینار، که چشم تو بر آن است
  5. شمارهٔ ۱۵۱غازه را آتش از آن چهره دگر در جان است
  6. شمارهٔ ۱۵۲قالیت، گرنه کار کرمان است
  7. شمارهٔ ۱۵۳بهار ما، نفس سرد و، چشم گریان است
  8. شمارهٔ ۱۵۴بی فکر تو، ناپاک دل از لوث جهان است
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.