پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۴

با گدا خلق کن، دست سخایی درم است

خنده در رو، بدل گریه ابر کرم است

نشود صاحب خود را نرساند به جزا

ظلم را عادل اگر کس نشمارد ستم است

محو از صفحه گیتی شده امروز سخن

آنکه گه حرف سخن میزند اکنون قلم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۶بهار گلشن آن روی چون سمن، شرم است
  2. شمارهٔ ۱۴۷خانه بردوشیم ما، کنج وطن کی جای ماست؟
  3. شمارهٔ ۱۴۸زکام اینکه فرو ریزدم، نه دندان است
  4. شمارهٔ ۱۴۹ز اهل جود، چه منت؟ دهنده یزدان است
  5. شمارهٔ ۱۵۰این درهم و دینار، که چشم تو بر آن است
  6. شمارهٔ ۱۵۱غازه را آتش از آن چهره دگر در جان است
  7. شمارهٔ ۱۵۲قالیت، گرنه کار کرمان است
  8. شمارهٔ ۱۵۳بهار ما، نفس سرد و، چشم گریان است
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.