پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

می‌کنم جان در غم او کندن جانم عبث

در وفایش عهد کردم عهد و پیمانم عبث!

ناله‌ام بشنید و تأثیری به گوش او نکرد

از فراقش گریه و فریاد و افغانم عبث!

دانه اشکم نشد سرسبز در باغ امید

در رهش شد قطره‌های چشم گریانم عبث

نیست از عشقش مرا سرمایه جز سامان غم

لیک در هجران او تمهید سامانم عبث!

چون سگان نان دادمش تا رام من گردد رقیب

حسرتا با این سگ دیوانه شد نانم عبث!

در مریض عشق بی‌درمانی درمان می‌شود

هیچ درمانی به دردم نیست درمانم عبث!

مقصدم زین نسخه طغرل آنکه ماند نام من

گر نماند نام من این نقش دیوانم عبث!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰هرکس که باشد همخانه صبح
  2. شمارهٔ ۱۰۱گرچه در میخانه بر لب خنده‌ها دارد قدح
  3. شمارهٔ ۱۰۲باز از رنگ حنا شد پنجه دلدار سرخ
  4. شمارهٔ ۱۰۳تا خیال ابرویش کردم سرم آمد به یاد
  5. شمارهٔ ۱۰۴اگر شمع دلیل الفت ما رهنما گردد
  6. شمارهٔ ۱۰۵ندانم ساغر عشرت کرا سرشار می‌گردد
  7. شمارهٔ ۱۰۶اگر آیینه بر روی تو عرض مدعا دارد
  8. شمارهٔ ۱۰۷بت نامهربانم کی ز حال من خبر دارد
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.