پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

بت نامهربانم کی ز حال من خبر دارد

ز مهرش نگذرم یک ذره گر از من گذر دارد

روم هر دم به یاد آتش رخساره‌اش از خود

شکست رنگ من آهنگ پرواز شرر دارد

خوشم چون شانه از مضمون فکر تام گیسویش

که دامان خیالم رتبه جیب سحر دارد

به راه انتظارش بسته محمل ناقه هوشم

پریدن‌های رنگم ساز آهنگ سفر دارد

به بزم وصل او شد جوهر دل عرض خاموشی

به جز حیرت دگر آیینه ما کی هنر دارد؟!

به یک نیم‌نگه از نرگس شوخش مشو ایمن

که قانون طلسمش ساز نیرنگ دگر دارد!

ببین آهنگ بال‌افشانی صید محبت را

که از ذوق تپیدن بسمل او بال و پر دارد

به کوه از تلخی هجران چه غم فرهاد محزون را

صدای تیشه‌اش چون نی ز شیرینی شکر دارد!

پریشانی نسازد کم سر مو خاطر جمعش

اگر مجنون خیال زلف لیلی بیشتر دارد

ز مهر عارض زلفش مرا این شبهه روشن شد

که گر صد شام نومیدیست امید سحر دارد

خوشا از مصرع سلطان اورنگ سخن طغرل

تو اکنون ناله کن بیدل که آهنگت اثر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹ - تاشقلی‌جانتا کلک صنع چشم تو سرمشق ناز کرد
  2. شمارهٔ ۱۱۰آتش عشق که خاکم تحفه بر باد آورد
  3. شمارهٔ ۱۱۱رنگ رخسار تو از رخسار گل ننگ آورد
  4. شمارهٔ ۱۱۲ - میرزا همدممانی چین نقش مطبوع تو در چین آورد
  5. شمارهٔ ۱۱۳غنچه از لعل تو سبق گیرد
  6. شمارهٔ ۱۱۴ - شاه‌میرزاشهاب‌آسا نگاهم از سپهر دیده می‌تازد
  7. شمارهٔ ۱۱۵زلف مشکین تا به دور ماه رویش هاله زد
  8. شمارهٔ ۱۱۶مرا از عالم و آدم غم عشق تو بس باشد
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.