پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

مرا از عالم و آدم غم عشق تو بس باشد

به پیش آتش عشقت دلم مانند خس باشد

ازآن روزی که افتادم به دام چون تو صیادی

ازآن رو پیرهن در تن مرا همچون قفس باشد

یکی بازآ به سوی من که از بی‌طاقتی تا کی

فغان و ناله و فریادم از دل چون جرس باشد؟!

نگه را رخصت نظاره فرما در شب زلفش

کجا عشاق را اندیشه ترس عسس باشد؟!

نبرم از تو پیوند محبت را به صد محنت

اگرچه فرصت عمرم به عالم یک نفس باشد!

نگاه چشم سفاکش به سوی عاشقان هردم

بدان ماند که ترک روم بر روی فرس باشد

به یک پرواز صید صد معانی می‌کند طغرل

به پیش چنگل او صید عنقا چون مگس باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸هر کرا زلف عنبرین باشد
  2. شمارهٔ ۱۱۹هر کرا دل محو آن آیینه‌رخسار شد
  3. شمارهٔ ۱۲۰هر کرا چشم تو صهبا می‌کشد
  4. شمارهٔ ۱۲۱از تبسم لعل او تا نشئه از مل می‌کشد
  5. شمارهٔ ۱۲۲تا کمند زلف او صد دل به یک مو می‌کشد
  6. شمارهٔ ۱۲۳کتاب عارضش را تا سواد خط نمایان شد
  7. شمارهٔ ۱۲۴آه از دور فلک یک لحظه بر کامم نشد
  8. شمارهٔ ۱۲۵ - محیی‌الدین‌خانماه سیم‌اندام من هرچند عالی‌جاه شد
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.