پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

مرا عشق تو تا سرمایه دنیا و دین باشد

ازآن از دین و دنیا حاصل عمرم همین باشد

ز داغ فرقتت نالم ولی چون نی نمی‌نالم

که این اندوه و محنت با من از خط جبین باشد

خم ابروش محمل بسته از بار اشارت‌ها

ولی ترسم که چشم شوخ او اندر کمین باشد

بود با مهر روی او رسیدن‌های من مشکل

که همچون سایه بخت تیره‌ام فرش زمین باشد

نمودم پیش استاد محبت ختم عشق او

ازآن با خاتم من نام او نقش نگین باشد

ز گنجور ازل آمد کلید گنج غم با من

به غیر از من کجا در مخزن محنت امین باشد؟!

کنون در باغ جای سبزه و گل ناز بو روید

به هرجایی که نقش پای آن نازآفرین باشد

خوشم با حسرت درد و غم هجران او طغرل

به کامم زهر هجرش خوشتر از صد انگبین باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹هر کرا دل محو آن آیینه‌رخسار شد
  2. شمارهٔ ۱۲۰هر کرا چشم تو صهبا می‌کشد
  3. شمارهٔ ۱۲۱از تبسم لعل او تا نشئه از مل می‌کشد
  4. شمارهٔ ۱۲۲تا کمند زلف او صد دل به یک مو می‌کشد
  5. شمارهٔ ۱۲۳کتاب عارضش را تا سواد خط نمایان شد
  6. شمارهٔ ۱۲۴آه از دور فلک یک لحظه بر کامم نشد
  7. شمارهٔ ۱۲۵ - محیی‌الدین‌خانماه سیم‌اندام من هرچند عالی‌جاه شد
  8. شمارهٔ ۱۲۶ماه من امروز در مصر ملاحت شاه شد
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.