پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

هر کرا زلف عنبرین باشد

مار در گنج او قرین باشد

هست کیوان غلام هندویت

گرچه در چرخ هفتمین باشد!

توسن عمر بنده را ز ازل

داغ‌های تو بر سرین باشد

ماه در پیش خرمن حسنت

همچو خورشید خوشه‌چین باشد

حقه‌های عقیق لعل لبت

خاتم حسن را نگین باشد

انگبین را به نزد گفتارت

نسبت زهر و انگبین باشد

سرو در پیش قد دلجویت

از حیا مایل زمین باشد

گفتمش مردم از غمت گفتا

عشق ما را نتیجه این باشد!

جز خیالت به خاطر طغرل

نیست چیزی که همنشین باشد!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰هر کرا چشم تو صهبا می‌کشد
  2. شمارهٔ ۱۲۱از تبسم لعل او تا نشئه از مل می‌کشد
  3. شمارهٔ ۱۲۲تا کمند زلف او صد دل به یک مو می‌کشد
  4. شمارهٔ ۱۲۳کتاب عارضش را تا سواد خط نمایان شد
  5. شمارهٔ ۱۲۴آه از دور فلک یک لحظه بر کامم نشد
  6. شمارهٔ ۱۲۵ - محیی‌الدین‌خانماه سیم‌اندام من هرچند عالی‌جاه شد
  7. شمارهٔ ۱۲۶ماه من امروز در مصر ملاحت شاه شد
  8. شمارهٔ ۱۲۷تا نزاکت زان خرام قد دلجو می‌چکد
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.