پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵

زلف مشکین تا به دور ماه رویش هاله زد

شور طوفان از نوایم در نیستان ناله زد

زاهد از بهر خدا سوز درون ما مپرس

کز حدیث آتش عشقش لبم تبخاله زد

تخم امیدی که اندر مزرع مهر و وفا

کشته بودم از سحاب ناامیدی ژاله زد

هر که بر رخسار او خال سیاهش دید گفت

هندوی آتش‌پرستی خیمه در بنگاله زد

عالمی محنت به رنگی از جمالش می‌کشد

چاک شد پیراهن گل داغ بر دل لاله زد

می‌سزد در ملک خوبی گردد او فرمانروا

بس که در اوج ملاحت اخترش دنباله زد

گردش دور فلک طغرل ز تقدیر ازل

قرعه نام مرا ز اندوه چندین‌ساله زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷مرا عشق تو تا سرمایه دنیا و دین باشد
  2. شمارهٔ ۱۱۸هر کرا زلف عنبرین باشد
  3. شمارهٔ ۱۱۹هر کرا دل محو آن آیینه‌رخسار شد
  4. شمارهٔ ۱۲۰هر کرا چشم تو صهبا می‌کشد
  5. شمارهٔ ۱۲۱از تبسم لعل او تا نشئه از مل می‌کشد
  6. شمارهٔ ۱۲۲تا کمند زلف او صد دل به یک مو می‌کشد
  7. شمارهٔ ۱۲۳کتاب عارضش را تا سواد خط نمایان شد
  8. شمارهٔ ۱۲۴آه از دور فلک یک لحظه بر کامم نشد
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.