پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴ - شاه‌میرزا

شهاب‌آسا نگاهم از سپهر دیده می‌تازد

تماشا در بساط عارضش شطرنج می‌بازد

الا شاهی که فرزین‌وَش رقیب کج به او همدم

مرا او بی‌گنه از راستی رخ‌مات می‌سازد

همین بار غمش عمریست همچون فیل بر دوشم

به سوی او بود آیا که اسپ بخت من تازد؟!

مپرس آیین چشم ساحر آن شوخ ظالم را

که تاریک نگاهش عالمی در خاک اندازد

یم هر قطره اشکم اگر طوفان‌نما گردد

وگر نوح است از بیم سرشکم کشتی آغازد!

رود تا دامن خورشید دود آه عشاقان

فلک را تندر برقم عجب نبود که بگدازد

ز یمن مقدم آن شهسوار کشور خوبی

بساط صحن غیب را تا ابد با خویشتن نازد

ازین مشرق طلوع آرد شه اورنگ محبوبی

دم اندیشه‌ات طغرل اگر چون صبح خمیازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶مرا از عالم و آدم غم عشق تو بس باشد
  2. شمارهٔ ۱۱۷مرا عشق تو تا سرمایه دنیا و دین باشد
  3. شمارهٔ ۱۱۸هر کرا زلف عنبرین باشد
  4. شمارهٔ ۱۱۹هر کرا دل محو آن آیینه‌رخسار شد
  5. شمارهٔ ۱۲۰هر کرا چشم تو صهبا می‌کشد
  6. شمارهٔ ۱۲۱از تبسم لعل او تا نشئه از مل می‌کشد
  7. شمارهٔ ۱۲۲تا کمند زلف او صد دل به یک مو می‌کشد
  8. شمارهٔ ۱۲۳کتاب عارضش را تا سواد خط نمایان شد
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.