پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳

غنچه از لعل تو سبق گیرد

در و یاقوت در طبق گیرد

چشمت از خون باده بسته حنا

باج از سرخی شفق گیرد

نزد تحریر وصل کلک مرا

شهد مضمون دماغ شق گیرد

عاشق از لعل تو به خضر خط

دعوی بوسه کرده حق گیرد

به فریب و فسون و مکر رقیب

از گلاب تو کی عرق گیرد؟!

یوسف آیین دلبری تو را

گر ببیند ازین نسق گیرد

نظم طغرل به هر کتاب که هست

زینت از شعر او ورق گیرد!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵زلف مشکین تا به دور ماه رویش هاله زد
  2. شمارهٔ ۱۱۶مرا از عالم و آدم غم عشق تو بس باشد
  3. شمارهٔ ۱۱۷مرا عشق تو تا سرمایه دنیا و دین باشد
  4. شمارهٔ ۱۱۸هر کرا زلف عنبرین باشد
  5. شمارهٔ ۱۱۹هر کرا دل محو آن آیینه‌رخسار شد
  6. شمارهٔ ۱۲۰هر کرا چشم تو صهبا می‌کشد
  7. شمارهٔ ۱۲۱از تبسم لعل او تا نشئه از مل می‌کشد
  8. شمارهٔ ۱۲۲تا کمند زلف او صد دل به یک مو می‌کشد
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.