پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹ - تاشقلی‌جان

تا کلک صنع چشم تو سرمشق ناز کرد

همچون تذرو ناز تو در چشم باز کرد

آمد سلاح غمزه‌ات از بهر هوش من

کرد آنچنان به من که به محمود ایاز کرد

شهد لبت که باد تبرزد غلام او

نرخ نبات مصر به رخ پیاز کرد!

قد بلند سرو تو قمری به باغ دید

کوکو زد و به پیش تو عرض نیاز کرد

لعل از بدخش خیزد و گوهر ز لعل تو

داند هرآنکه لعل و گهر امتیاز کرد

یابد نوا ز پرده «عشاق » هرکه او

زیر و بم ترانه عشق تو ساز کرد

جیب قبا چو شانه دریدم ز کوتهی

دست قضا که دامن زلفت دراز کرد

این طفل اشک راز نهان درون من

آمد به نزد مردم و افشای راز کرد

نوشید ز سلسبیل و ورود عافیت بهشت

هرکس به طاق ابروی تو یک نماز کرد

صراف عشق نقد دل طغرل مرا

روز ازل به بوته محنت‌گداز کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱رنگ رخسار تو از رخسار گل ننگ آورد
  2. شمارهٔ ۱۱۲ - میرزا همدممانی چین نقش مطبوع تو در چین آورد
  3. شمارهٔ ۱۱۳غنچه از لعل تو سبق گیرد
  4. شمارهٔ ۱۱۴ - شاه‌میرزاشهاب‌آسا نگاهم از سپهر دیده می‌تازد
  5. شمارهٔ ۱۱۵زلف مشکین تا به دور ماه رویش هاله زد
  6. شمارهٔ ۱۱۶مرا از عالم و آدم غم عشق تو بس باشد
  7. شمارهٔ ۱۱۷مرا عشق تو تا سرمایه دنیا و دین باشد
  8. شمارهٔ ۱۱۸هر کرا زلف عنبرین باشد
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.