پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲

باز از رنگ حنا شد پنجه دلدار سرخ

رنگ دامان شفق آمد کنون پیکار سرخ

عالمی دارد خیال زخم تیغ ابرویش

کاش از خونم بود آن تیغ جوهردار سرخ!

هرکجا گر نغمه زیر و بم لعلش بود

ناخن مطرب شود از پرده آن تار سرخ

سوی ما دارد خرام آن رشک گلزار ارم

گلشن ما را بود امروز برگ و بار سرخ

سبزه لعلش بود اکنون برات زندگی

آه ازآن روزی که پوشد آن پری‌رخسار سرخ!

ای که داری آرزوی مشهد عشاق او

می‌توان کردن گلوی خویش را ناچار سرخ

ما شهیدان را بود این خرقه خونین علم

زاهدان را گرچه باشد از تعصب عار سرخ

گر نباشد امتیاز دعوی باطل ز حق

کی شود از خون صد حلاج چوب دار سرخ؟!

آنقدر از دیده با یاد رخش خون ریختم

چهره‌ام گردیده از اشک ندامت‌بار سرخ

ای خوش آن مصرع که طغرل می‌سراید بیدلی

جامه‌ات زین خم نمی‌آید برون هربار سرخ!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴اگر شمع دلیل الفت ما رهنما گردد
  2. شمارهٔ ۱۰۵ندانم ساغر عشرت کرا سرشار می‌گردد
  3. شمارهٔ ۱۰۶اگر آیینه بر روی تو عرض مدعا دارد
  4. شمارهٔ ۱۰۷بت نامهربانم کی ز حال من خبر دارد
  5. شمارهٔ ۱۰۸غبار سرمه تا در خانه چشمش وطن دارد
  6. شمارهٔ ۱۰۹ - تاشقلی‌جانتا کلک صنع چشم تو سرمشق ناز کرد
  7. شمارهٔ ۱۱۰آتش عشق که خاکم تحفه بر باد آورد
  8. شمارهٔ ۱۱۱رنگ رخسار تو از رخسار گل ننگ آورد
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.