پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴

اگر شمع دلیل الفت ما رهنما گردد

پر پروانه را خاصیت بال هما گردد

گرین باشد سلوک سر خط محراب ابرویش

قد ماه نو از بهر سجود او دو تا گردد

به غیر از ناله کی باشد ورای ناقه هوشم

شکست رنگ من گر محمل راه صدا گردد!

اگرچه رفت چون رنگ حنا دامانش از دستم

بدین شادم که پایش را سرشک من حنا گردد

دو عالم دستبوس فرش تسلیم خرامش کن

اگر دیوانه ما را جنون زنجیر پا گردد

به یاد گردش چشمش دل پراضطراب من

مثال دانه‌ای باشد به کام آسیا گردد

اگر اینست با بیگانه و دور آشنایی‌ها

همی‌ترسم که با من عاقبت ناآشنا گردد

به مجنون هم‌سبق بودیم در آداب مجنونی

به آیین محبت کس حریف ما چرا گردد؟!

محبت گر هوس داری ز سرخی میل زردی کن

که گر در مس رسد اکسیر بی‌شک کیمیا گردد

خدنگ فکر کس هرگز نیاید بر نشان ما

پر تیر کمان او اگر بال رسا گردد

خوشا طغرل ازین یک مصرع بحر سخن بیدل

اگر سودای سر دارد بگو بر گرد ما گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶اگر آیینه بر روی تو عرض مدعا دارد
  2. شمارهٔ ۱۰۷بت نامهربانم کی ز حال من خبر دارد
  3. شمارهٔ ۱۰۸غبار سرمه تا در خانه چشمش وطن دارد
  4. شمارهٔ ۱۰۹ - تاشقلی‌جانتا کلک صنع چشم تو سرمشق ناز کرد
  5. شمارهٔ ۱۱۰آتش عشق که خاکم تحفه بر باد آورد
  6. شمارهٔ ۱۱۱رنگ رخسار تو از رخسار گل ننگ آورد
  7. شمارهٔ ۱۱۲ - میرزا همدممانی چین نقش مطبوع تو در چین آورد
  8. شمارهٔ ۱۱۳غنچه از لعل تو سبق گیرد
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.