پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

ندانم ساغر عشرت کرا سرشار می‌گردد

که امشب چشم ساقی چون قدح بیدار می‌گردد!

رگ دست مریض عشق دارد شوخی دیگر

فلاطون از خمار نبض او بیمار می‌گردد

بلندی‌های سرو از پستی اقبال قمری شد

نباشد آه بلبل در چمن گل خوار می‌گردد

خیال طره لیلی بود زنجیر پای او

اگر مجنون ما در کوچه و بازار می‌گردد

به هر محفل که شمع عارض او پرتوافکن شد

چو من پروانه بر گرد سرش بسیار می‌گردد

اگر از مشکلات زلف او نحوی کنی روشن

خفای درس الفت معنی تکرار می‌گردد

کشاید هر که بر رویش دری از خانه حیرت

ولی نقش وجودش صورت دیوار می‌گردد

به دست اهرمن چون شانه گر آید سر مویی

سواد کفر زلفش حلقه زنار می‌گردد

شدم پروانه این مصرع بیدل ازآن طغرل

چو شمع از عضو عضوم آگهی سرشار می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷بت نامهربانم کی ز حال من خبر دارد
  2. شمارهٔ ۱۰۸غبار سرمه تا در خانه چشمش وطن دارد
  3. شمارهٔ ۱۰۹ - تاشقلی‌جانتا کلک صنع چشم تو سرمشق ناز کرد
  4. شمارهٔ ۱۱۰آتش عشق که خاکم تحفه بر باد آورد
  5. شمارهٔ ۱۱۱رنگ رخسار تو از رخسار گل ننگ آورد
  6. شمارهٔ ۱۱۲ - میرزا همدممانی چین نقش مطبوع تو در چین آورد
  7. شمارهٔ ۱۱۳غنچه از لعل تو سبق گیرد
  8. شمارهٔ ۱۱۴ - شاه‌میرزاشهاب‌آسا نگاهم از سپهر دیده می‌تازد
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.