پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱

گرچه در میخانه بر لب خنده‌ها دارد قدح

چشم عبرت سوی این بزم فنا دارد قدح

در جهان صد شور از یک جام تقسیم ازل

هیچ می‌دانی که اندر دل چه‌ها دارد قدح؟!

در سلوک عشق اندر عشرت‌آباد جهان

کی به جز پیر صراحی مقتدا دارد قدح؟!

بس که سر تا پای دنیا دامگاه آفت است

بر شکست رنگ عشرت مومیا دارد قدح

چون خمار باده هردم درگه افتادگی

از خیال قامت مینا عصا دارد قدح

دم به دم دست دعا بگشاده در بزم ادب

یک تواضع از صراحی التجا دارد قدح

پیش مینای طرب با ساز قل‌قل هر نفس

از زبان باده عرض مدعا دارد قدح

روز و شب طغرل مثال چنگ با قد نگون

از برای دختر رز ناله‌ها دارد قدح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳تا خیال ابرویش کردم سرم آمد به یاد
  2. شمارهٔ ۱۰۴اگر شمع دلیل الفت ما رهنما گردد
  3. شمارهٔ ۱۰۵ندانم ساغر عشرت کرا سرشار می‌گردد
  4. شمارهٔ ۱۰۶اگر آیینه بر روی تو عرض مدعا دارد
  5. شمارهٔ ۱۰۷بت نامهربانم کی ز حال من خبر دارد
  6. شمارهٔ ۱۰۸غبار سرمه تا در خانه چشمش وطن دارد
  7. شمارهٔ ۱۰۹ - تاشقلی‌جانتا کلک صنع چشم تو سرمشق ناز کرد
  8. شمارهٔ ۱۱۰آتش عشق که خاکم تحفه بر باد آورد
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.