پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

پریشان جعد سنبل از سر زلف سمن‌سایت

گشاده غنچه از خندیدن لعل شکرخایت

بود نظاره چون آیینه لذتگیر دیدارت

سراپا دیده نرگس بود محو تماشایت

بهارستان گلزار جمالت عالمی دارد

سری کو تا بود خالی ز سودای تمنایت؟!

روی دور از برم، جان از تنم آید برون آن دم

بیا تا جان دمد در تن ز طرز آمدن‌هایت!

به راهت ز انتظاری دیده ما شد سفید اینجا

ببخشا توتیای دیده از خاک کف پایت!

ز حسرت مردم ای بدخو نشینی چند با تنها

بود آیا که من بینم تو را خالی ز تنهایت؟!

به دل مهر تو دارد طغرل از اغیار پنهانی

بیا سویم الف‌آسا میان جان دهم جایت!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹چاک است گویا پیراهن صبح
  2. شمارهٔ ۱۰۰هرکس که باشد همخانه صبح
  3. شمارهٔ ۱۰۱گرچه در میخانه بر لب خنده‌ها دارد قدح
  4. شمارهٔ ۱۰۲باز از رنگ حنا شد پنجه دلدار سرخ
  5. شمارهٔ ۱۰۳تا خیال ابرویش کردم سرم آمد به یاد
  6. شمارهٔ ۱۰۴اگر شمع دلیل الفت ما رهنما گردد
  7. شمارهٔ ۱۰۵ندانم ساغر عشرت کرا سرشار می‌گردد
  8. شمارهٔ ۱۰۶اگر آیینه بر روی تو عرض مدعا دارد
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.