پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

سرو من باز آ که تا سرو خرامان بینمت

هر طرف جولان نما تا مست جولان بینمت!

شد دلم پروانه اندر آتش شمع رخت

کز فروغ چهره بر آن رو چراغان بینمت

خاک شد در راه عشقت همچو من بسیار کس

از غبار عاشقان گردی به دامان بینمت!

نیست جز خاک درت دارالشفای خستگان

مرهمی در التیام زخم هجران بینمت!

دوش دیدم با هزاران جلوه چون طاوس باغ

همچو گل امروز با طرف گلستان بینمت

می‌زند مهر رخ از صبح بناگوش تو دم

آسمان حسن را خورشید تابان بینمت!

کی کند فکر فلاطون امتیاز نبض ما؟!

درد بی‌درمان غم را سخت درمان بینمت!

ای خوش آن مصرع که طغرل می‌سراید بیدلی

تا ابد یا رب عصای ناتوانان بینمت!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸می‌کنم جان در غم او کندن جانم عبث
  2. شمارهٔ ۹۹چاک است گویا پیراهن صبح
  3. شمارهٔ ۱۰۰هرکس که باشد همخانه صبح
  4. شمارهٔ ۱۰۱گرچه در میخانه بر لب خنده‌ها دارد قدح
  5. شمارهٔ ۱۰۲باز از رنگ حنا شد پنجه دلدار سرخ
  6. شمارهٔ ۱۰۳تا خیال ابرویش کردم سرم آمد به یاد
  7. شمارهٔ ۱۰۴اگر شمع دلیل الفت ما رهنما گردد
  8. شمارهٔ ۱۰۵ندانم ساغر عشرت کرا سرشار می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.