پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

آمد و در پیش من از ناز جولان کرد و رفت

خاطرم را همچو زلف خود پریشان کرد و رفت

بس که سیلاب سرشکم آمد از جوش غمش

قصر بنیاد دلم را سخت ویران کرد و رفت

دوش دیدم در چمن از ناز او را جلوه‌گر

دست ما اندر گریبان گل به دامان کرد و رفت

بودم ایمان اگرچه در پیغمبر حسنش ولی

کفر زلفش آمد و تاراج ایمان کرد و رفت

دیشب از لعل بدخشان شد حکایت لعل او

خنده‌ای از ناپسندی در بدخشان کرد و رفت

برقع از رخ برفکند و چهره خود را نمود

طاقت و صبر و قرارم بر دو سامان کرد و رفت

کرد با نیم‌نگه جان مرا از تن برون

مشکل سخت مرا بسیار آسان کرد و رفت

تا به عرض جلوه آمد در چمن روی گلش

بلبل شوریده را در باغ نالان کرد و رفت

ای خوشا طغرل که بیدل می‌سراید مصرعی

خانه دل در سر ره بود ویران کرد و رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷پریشان جعد سنبل از سر زلف سمن‌سایت
  2. شمارهٔ ۹۸می‌کنم جان در غم او کندن جانم عبث
  3. شمارهٔ ۹۹چاک است گویا پیراهن صبح
  4. شمارهٔ ۱۰۰هرکس که باشد همخانه صبح
  5. شمارهٔ ۱۰۱گرچه در میخانه بر لب خنده‌ها دارد قدح
  6. شمارهٔ ۱۰۲باز از رنگ حنا شد پنجه دلدار سرخ
  7. شمارهٔ ۱۰۳تا خیال ابرویش کردم سرم آمد به یاد
  8. شمارهٔ ۱۰۴اگر شمع دلیل الفت ما رهنما گردد
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.