پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۵۶ - حبیب‌جان

حیات طغرل از عشق حبیب است

جفای طغرل از دست رقیب است

بود طغرل اسیر زلف جانان

به طغرل هرچه آید یا نصیب است

دمی آ سوی بیماران عشقت

که بیمار انتظار اندر طبیب است

بیا ای جان به استقبال بیرون

که جانان سوی ما آید قریب است

چرا از هجر او چون نی ننالم

که چون مهجور بی‌صبر و شکیب است!

یکی آید به سوی کلبه من

نوازش‌های او بهر غریب است

ندانم خواب با افسانه طغرل

همی‌گویم دعاگویش نقیب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸هر کرا شوخ پری‌رخسار است
  2. شمارهٔ ۵۹ - حبیب‌جانحزین منشین که نوروز بهار است
  3. شمارهٔ ۶۰آنکه تسلیم سجود خاک پایش شد سر است
  4. شمارهٔ ۶۱تا نهال قامت او را صنوبر چاکر است
  5. شمارهٔ ۶۲تا زیر و بم نغمه مضراب تو ساز است
  6. شمارهٔ ۶۳حیا پیراهن اندام ناز است
  7. شمارهٔ ۶۴تا زلف تو در خرمن گل غالیه‌بیز است
  8. شمارهٔ ۶۵چند روزی در جهان ای عمر مهمانی بس است
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.