پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۶۲

تا زیر و بم نغمه مضراب تو ساز است

آهنگ نوایت همه از پرده ناز است

جز آهن غم کی بود اسباب فتوحت

در قفل حقیقت که کلیدش ز مجاز است!

دشمن بود ای دوست به هر کس نتوان گفت

اسرار غم عشق که بی‌محرم راز است!

ره نیست به گرد حرم یار کسی را

در بادیه عشق بسی شیب و فراز است

هرکس کند از مشرب خود پیش تو اظهار

ساغر به تماشا و صراحی به نماز است

کوتاه نمود از همه سودای جهانم

زلف تو که سرمایه یک عمر دراز است

عکس تو که چون شوخی پرواز کبوتر

مانند نگه جلوه‌گر دیده باز است

طغرل چه خوش است معنی این مصرع حافظ

رخساره محمود کف پای ایاز است!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴تا زلف تو در خرمن گل غالیه‌بیز است
  2. شمارهٔ ۶۵چند روزی در جهان ای عمر مهمانی بس است
  3. شمارهٔ ۶۶خاکساری بس که ما را شهپر بال رساست
  4. شمارهٔ ۶۷هر لحظه به دل از مژه‌ات زخم خدنگ است
  5. شمارهٔ ۶۸جز عشق به عالم همه اوهام خیال است
  6. شمارهٔ ۶۹گرچه رنگ و بو دلیل و شاهد روی گل است
  7. شمارهٔ ۷۰رفتن هوش از سرم تا ساربان محمل است
  8. شمارهٔ ۷۱در کشور ملاحت شاهی تو را تمام است
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.