پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

در کشور ملاحت شاهی تو را تمام است

شمشاد و سرو و طوبی با قامتت غلام است

در هر کجا که بینم اوصاف خلق و خویت

با سومنات و مسجد «ما قال » زین کلام است

چون غنچه لب گشایم وصف تو را نمایم

غیر از حدیث رویت دیگر مرا حرام است!

حسن بتان عالم رو در زوال دارد

در اوج خوبرویی مهر تو را قیام است

چشم سیاه‌مستت بیگانه از نگه شد

هندوی خال لعلت ناآشنای رام است

ما پختگان عشقیم در مجمر غم تو

مگذار بوالهوس را از بس هنوز خام است

از قسمت نخستین عشقت به ما رسیده

آیینه با سکندر جم را حواله جام است

با عهد گلعذاران زنهار دل مبندید

از عندلیب گلشن با گوشم این پیام است!

در بارگاه وصلت جان تحفه برد طغرل

شمشیر خون‌چکانت از بس که بی‌نیام است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳فرصت عهد جهان از صبح هستی یک دم است
  2. شمارهٔ ۷۴رندیم ما و بوقلمونی شعار ماست
  3. شمارهٔ ۷۵تا درین وادی غبار ما به دامان آشناست
  4. شمارهٔ ۷۶نغمه قانون هستی ساز مضراب فناست
  5. شمارهٔ ۷۷شور دریای محبت موجی از آب من است
  6. شمارهٔ ۷۸عقیق از حسرت لعل تو خون است
  7. شمارهٔ ۷۹تیری که از کمان نگاه تو جسته است
  8. شمارهٔ ۸۰دلبرم پُر پُرجفا افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.