پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۷۸

عقیق از حسرت لعل تو خون است

هلال از شرم ابرویت نگون است

به حالم رحم کن ای شوخ ظالم

که از هجر تو احوالم زبون است!

چو من از یک نگه صد کشته داری

می میخانه چشمت فسون است

دلم بردی و دلداری نکردی

انیسم محنت و یارم جنون است!

به یاد حسرت میم دهانت

قد عشاق از غم همچو نون است!

بیا ای جان که جان مستمندت

به استقبال تو از تن برون است

الا ای شوخ بی‌پروای ظالم

نمی‌پرسی که احوال تو چون است!

گل روی تو را تا دید طغرل

دلش چون غنچه دائم غرق خون است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰دلبرم پُر پُرجفا افتاده است
  2. شمارهٔ ۸۱یکسر شرار عشقم و آهم زبانه است
  3. شمارهٔ ۸۲بس که بی‌رنگی درین گلشن دلیل رنگ اوست
  4. شمارهٔ ۸۳باده رندان را شراب کوثری‌ست
  5. شمارهٔ ۸۴سرشکم دانه بی‌حاصل کیست؟!
  6. شمارهٔ ۸۵قامت دلجوی او سرو گلستان کیست؟!
  7. شمارهٔ ۸۶سرخط مشق جنون زلف پریشان کیست؟!
  8. شمارهٔ ۸۷رخش امشب چراغ خانه کیست؟!
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.