پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

یکسر شرار عشقم و آهم زبانه است

آیینه‌دار دردم و حیرت بهانه است

خرمن کنید دانه گوهر ز اشک من

در هر طرف که سیل سرشکم روانه است

ای ناخدا تو لنگر کشتی ز صبر کن

بحر محیط عشق بیکرانه است!

ما عاشقیم و شهره آفاق گشته‌ایم

از ما بسی به عالم امکان فسانه است

نبود به ساز پرده عشاق زیر و بم

آهنگ ساز نغمه ما زین ترانه است

حیرانم از خدنگ کمان رسای او

هر جا دلی‌ست تیر غمش را نشانه است

اشکی که می‌چکد به ره انتظار او

در کشتزار مهره امید دانه است

طغرل گذشته‌ام ز تمنای قصر و جاه

بام فلک که بر سر من سقف خانه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳باده رندان را شراب کوثری‌ست
  2. شمارهٔ ۸۴سرشکم دانه بی‌حاصل کیست؟!
  3. شمارهٔ ۸۵قامت دلجوی او سرو گلستان کیست؟!
  4. شمارهٔ ۸۶سرخط مشق جنون زلف پریشان کیست؟!
  5. شمارهٔ ۸۷رخش امشب چراغ خانه کیست؟!
  6. شمارهٔ ۸۸هیچ در ملک جهان چون او پری‌رخسار نیست
  7. شمارهٔ ۸۹در طریق عشق کس را رهبری در کار نیست
  8. شمارهٔ ۹۰بس که در قصر جهان آبادی از معمار نیست
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.