پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۹۰

بس که در قصر جهان آبادی از معمار نیست

جز فنا در خانه هستی دگر دیوار نیست!

عالمی سرگرم سودای خیال عالمند

هیچ کس از خواب غفلت یک دمی بیدار نیست!

بیش ازین در باغ و در گلشن منال ای عندلیب

رشته دل‌بستگی در رنگ این گلزار نیست!

وه چه نقد کاسدیم امروز در دکان دهر

جنس ما را هیچگاهی گرمی بازار نیست!

آرزوی مهر اطلس در دل ما کی بود؟!

فرش ما افتادگان جز سایه دیوار نیست!

نقد دکان خموشان مرهم زخم دل است

در شکست موی چینی مومیا در کار نیست!

پرده مضراب غم دارد بم و زیر دگر

ناله عشاق در آهنگ موسیقار نیست!

حلقه زلفش بود سرمشق چوگان فسون

مرکزی دارد دل ما حاجت پرگار نیست!

زهر غم باشد به کامم طغرل از گیسوی او

حیرتی دارم که هرگز مهره در این مار نیست!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲ساقیا باده ده بهار گذشت
  2. شمارهٔ ۹۳سرو نازش هر طرف با قامت دلجو گذشت
  3. شمارهٔ ۹۴شب که در دل عکس خورشید رخ او جا گرفت
  4. شمارهٔ ۹۵آمد و در پیش من از ناز جولان کرد و رفت
  5. شمارهٔ ۹۶سرو من باز آ که تا سرو خرامان بینمت
  6. شمارهٔ ۹۷پریشان جعد سنبل از سر زلف سمن‌سایت
  7. شمارهٔ ۹۸می‌کنم جان در غم او کندن جانم عبث
  8. شمارهٔ ۹۹چاک است گویا پیراهن صبح
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.