پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

ساقیا باده ده بهار گذشت

رونق عیش روزگار گذشت!

در میخانه و سر خم را

باز کن وقت انتظار گذشت!

آنچه داری بریز در جامم

دردسر بی‌حد از خمار گذشت!

شاهد گل ز بوستان امروز

توسن باد را سوار گذشت

از پس محمل جمازه گل

ناله بلبل و هزار گذشت

چشم نرگس به هر طرف نگران

از ره باغ شرمسار گذشت

اقحوان بر امید اردیبهشت

دیده‌اش بر قفا دچار گذشت

ضیمران پایمال صرصر شد

کله لاله ز افتخار گذشت

نوبت عهد بوستان افروز

چون وفا و وصال یار گذشت

جام را زورق یم می‌کن

لنگر صبر از قرار گذشت

خیز و این وقت را غنیمت دان

فرصت عمر بیم‌دار گذشت!

حبذا چنگ و شاهد و لب جو

مطربا ساز کن که کار گذشت!

طغرل از جبر چرخ می‌نالم

به من از جبرش بی‌شمار گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴شب که در دل عکس خورشید رخ او جا گرفت
  2. شمارهٔ ۹۵آمد و در پیش من از ناز جولان کرد و رفت
  3. شمارهٔ ۹۶سرو من باز آ که تا سرو خرامان بینمت
  4. شمارهٔ ۹۷پریشان جعد سنبل از سر زلف سمن‌سایت
  5. شمارهٔ ۹۸می‌کنم جان در غم او کندن جانم عبث
  6. شمارهٔ ۹۹چاک است گویا پیراهن صبح
  7. شمارهٔ ۱۰۰هرکس که باشد همخانه صبح
  8. شمارهٔ ۱۰۱گرچه در میخانه بر لب خنده‌ها دارد قدح
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.