پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۸۹

در طریق عشق کس را رهبری در کار نیست

خانه آیینه را بام و دری در کار نیست

می‌کشد قلاب جذب عشق سویت دم به دم

بسمل شوق توام بال و پری در کار نیست

کی بود شیرازه در جزو کتاب عاشقان؟!

در سواد صفحه دل مسطری در کار نیست!

فرش تسلیم سجود خانقاه عشرتم

خطبه مینا گر این است منبری در کار نیست

در طلسم عنصر این چارسوی اعتبار

هیچ در سودای غم سیم و زری در کار نیست

کوه را هرگز گرانی از صدا مانع نشد

این بود تمکین اگر گوش کری در کار نیست

پهلوی عشاق باشد گرم سودای جنون

فرش مجنون است هامون بستری در کار نیست

می‌توان رفتن به همت از زمین در آسمان

بار عیسی گر همین باشد خری در کار نیست!

وه چه خوش گفته‌ست طغرل بیدل بحر سخن

درد دل را بنده‌ام دردسری در کار نیست!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱حاجت من در دو عالم جز گل روی تو نیست
  2. شمارهٔ ۹۲ساقیا باده ده بهار گذشت
  3. شمارهٔ ۹۳سرو نازش هر طرف با قامت دلجو گذشت
  4. شمارهٔ ۹۴شب که در دل عکس خورشید رخ او جا گرفت
  5. شمارهٔ ۹۵آمد و در پیش من از ناز جولان کرد و رفت
  6. شمارهٔ ۹۶سرو من باز آ که تا سرو خرامان بینمت
  7. شمارهٔ ۹۷پریشان جعد سنبل از سر زلف سمن‌سایت
  8. شمارهٔ ۹۸می‌کنم جان در غم او کندن جانم عبث
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.