پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

بس که بی‌رنگی درین گلشن دلیل رنگ اوست

عرض جوهر صیقل آیینه را از زنگ اوست

می‌زند هر لحظه دم از موج طوفان بقا

شوخی خون شهیدان از حنای چنگ اوست

تا نگردد سوده از رفتار پای توسنش

حلقه چشمم کنون نعل سم شبرنگ اوست

نیستم آسوده هیچ از سنگ‌باران رقیب

بر سرم سنگی که می‌آید همه از سنگ اوست!

نیست اندر باغ امکان چون گل رویش گلی

حسن یوسف را به او نسبت مده کین ننگ اوست!

مار گیسو سر به سر پیچیده با سرو قدش

این فسون یک شعله‌ای از شیوه نیرنگ اوست

گرچه از هجران او از دیده باریدم گهر

گوهر اشکم همه پیرایه اورنگ اوست

مهر محنت زد قضا بر محضر دیوان ما

پیش سلطان محبت صلح ما از جنگ اوست

نیست یک دل در جهان بی‌ساز قانون غمش

نغمه زیر و بم «عشاق » از آهنگ اوست

ای خوشا طغرل که بیدل می‌سراید مصرعی

خاک کن بر فرق آن سازی که بی‌آهنگ اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴سرشکم دانه بی‌حاصل کیست؟!
  2. شمارهٔ ۸۵قامت دلجوی او سرو گلستان کیست؟!
  3. شمارهٔ ۸۶سرخط مشق جنون زلف پریشان کیست؟!
  4. شمارهٔ ۸۷رخش امشب چراغ خانه کیست؟!
  5. شمارهٔ ۸۸هیچ در ملک جهان چون او پری‌رخسار نیست
  6. شمارهٔ ۸۹در طریق عشق کس را رهبری در کار نیست
  7. شمارهٔ ۹۰بس که در قصر جهان آبادی از معمار نیست
  8. شمارهٔ ۹۱حاجت من در دو عالم جز گل روی تو نیست
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.