پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

نغمه قانون هستی ساز مضراب فناست

قامت پیری به عمر رفته آهنگ صداست

چشم عبرت واکن و بنگر تو در خاک عدم

افسر شاهی طراز نقش دامان گداست

فرصت شادی عهد غم دو روزی بیش نیست

گل اگر در خنده و بلبل به گلشن در نواست

بگذر ای فرهاد از سودای شیرین بعد ازین

هرچه سامان کرده‌ای زین کوه تمهید صداست

عقل می‌باشد غبار دیده مجنون ما

خاک صحرای جنون در چشم عاشق توتیاست

ای که می‌خواهی قدم در وادی عشقش زدن

جز دلیل شوق سویش دیگری کی رهنماست؟!

بر دلم هر لحظه عکس عارضش گل می‌کند

جوهر آیینه را بالیدن از جوش صفاست

موسم عید است نه بر مشهد ما یک قدم

بر کف پای تو خونم کی کم از رنگ حناست؟!

باشد از میخانه امکان به هرکس مشربی

خضر ممنون و سکندر در پی آب بقاست

هیچ کس طغرل نباشد تکیه‌گاه هیچ کس

آنکه در افتادگی دست تو را گیرد خداست!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸عقیق از حسرت لعل تو خون است
  2. شمارهٔ ۷۹تیری که از کمان نگاه تو جسته است
  3. شمارهٔ ۸۰دلبرم پُر پُرجفا افتاده است
  4. شمارهٔ ۸۱یکسر شرار عشقم و آهم زبانه است
  5. شمارهٔ ۸۲بس که بی‌رنگی درین گلشن دلیل رنگ اوست
  6. شمارهٔ ۸۳باده رندان را شراب کوثری‌ست
  7. شمارهٔ ۸۴سرشکم دانه بی‌حاصل کیست؟!
  8. شمارهٔ ۸۵قامت دلجوی او سرو گلستان کیست؟!
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.