پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۷۵

تا درین وادی غبار ما به دامان آشناست

دست مجنون از تحیر با گریبان آشناست

نیست اندر ساز قانون دل ما نغمه‌ای

عمرها شد ناله ما با نیسان آشناست

می‌فتد بر پای مردم دم به دم از روی زرد

در اشکم از یتیمی تا به نیستان آشناست

می‌فتد بر پای مردم دم به دم از روی زرد

در اشکم از یتیمی تا به نیسان آشناست

حیرتی دارم که اسرارش بگوید مو به مو

شانه را دل گر به آن زلف پریشان آشناست

از خرام ناز به ره عکس پایش دیده‌ام

جوهر آیینه‌ام با چشم حیران آشناست

نیست امکان حصول مدعای حاجتش

چشم سائل گرچه با دست کریمان آشناست

می‌تپد دل در برم هر لحظه از شوق رخش

بال این پروانه با شمع شبستان آشناست

از تبسم دم به دم شوری به دل‌ها افکند

زخم‌های سینه ما با نمکدان آشناست

در بغل رم دارد از عکس سواد دیده‌اش

بس که آهوی مرا وحشت به مژگان آشناست

با بزرگان هیچ از عاجزنوازی عار نیست

از ضعیفی مور اینجا با سلیمان آشناست

حبذا طغرل که بیدل می‌سراید مصرعی

صافی آیینه با گبر و مسلمان آشناست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷شور دریای محبت موجی از آب من است
  2. شمارهٔ ۷۸عقیق از حسرت لعل تو خون است
  3. شمارهٔ ۷۹تیری که از کمان نگاه تو جسته است
  4. شمارهٔ ۸۰دلبرم پُر پُرجفا افتاده است
  5. شمارهٔ ۸۱یکسر شرار عشقم و آهم زبانه است
  6. شمارهٔ ۸۲بس که بی‌رنگی درین گلشن دلیل رنگ اوست
  7. شمارهٔ ۸۳باده رندان را شراب کوثری‌ست
  8. شمارهٔ ۸۴سرشکم دانه بی‌حاصل کیست؟!
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.