پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

فرصت عهد جهان از صبح هستی یک دم است

رنگ و بوی باغ امکان همچو مهر شبنم است

برگ گل در باغ از باد خزان تاراج شد

در بر بلبل نگر اکنون لباس ماتم است!

در نوای پرده عشاق ما مضراب نیست

نغمه ساز محبت بس که بی زیر و بم است

من شهید ابرویم با جوهر تیغش قسم

سرخط بختم نگون چون نام اندر خاتم است

گرچه باشد در جهان از نام من آوازه‌ای

آنچه ظاهر می‌شود از این نگین نقش غم است

آنقدر در آتش شوق محبت سوختم

دود آهم در لوای عشق اکنون پرچم است!

وصل داری آرزو باید شدن از دلبری

در حریم حرمت دلدار دل نامحرم است

بگذرید ای ناجوانمردان ز سودای هوس

شهرت جود و سخا مخصوص نام حاتم است!

من همی‌بینم به فکر خویش طغرل دم به دم

هرچه در آیینه اسکندر و جام جم است!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵تا درین وادی غبار ما به دامان آشناست
  2. شمارهٔ ۷۶نغمه قانون هستی ساز مضراب فناست
  3. شمارهٔ ۷۷شور دریای محبت موجی از آب من است
  4. شمارهٔ ۷۸عقیق از حسرت لعل تو خون است
  5. شمارهٔ ۷۹تیری که از کمان نگاه تو جسته است
  6. شمارهٔ ۸۰دلبرم پُر پُرجفا افتاده است
  7. شمارهٔ ۸۱یکسر شرار عشقم و آهم زبانه است
  8. شمارهٔ ۸۲بس که بی‌رنگی درین گلشن دلیل رنگ اوست
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.