پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

بس که هستی همه سامان وجود عدم است

ساز قانون بقا را ز فنا زیر و بم است

دوستان بیهوده در عالم امکان هرگز

دل آسوده مجویید که بسیار کم است!

ذره‌ای مهر جهان در دل خود راه مده

مطلع صبح طرب از افق شام غم است!

حال مستقبل و ماضیست عیان در عاشق

آنچه در لوح دل ماست نه در جام جم است!

نیست آسان به بیابان غم او رفتن

که درین بادیه اندر رهش از سر و رم است

اثر شهرت عشاق به عالم باقیست

بید مجنون به سر تربت مجنون علم است

عاشقان را مگر از مکتب آزادی غم

مصرع قامت برجسته او یک رقم است؟!

در میان من و او خامه نباشد محرم

آنکه افشا کند اسرار زبان را قلم است

محو امید تماشای خرام اوییم

حیرت ما همه از صورت نقش قدم است

ای خوشا مصرع دریای معانی طغرل

رشته عمر ز اشکم به گره متهم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴رندیم ما و بوقلمونی شعار ماست
  2. شمارهٔ ۷۵تا درین وادی غبار ما به دامان آشناست
  3. شمارهٔ ۷۶نغمه قانون هستی ساز مضراب فناست
  4. شمارهٔ ۷۷شور دریای محبت موجی از آب من است
  5. شمارهٔ ۷۸عقیق از حسرت لعل تو خون است
  6. شمارهٔ ۷۹تیری که از کمان نگاه تو جسته است
  7. شمارهٔ ۸۰دلبرم پُر پُرجفا افتاده است
  8. شمارهٔ ۸۱یکسر شرار عشقم و آهم زبانه است
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.