پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

رفتن هوش از سرم تا ساربان محمل است

ناقه شوق مرا در خاک مجنون منزل است

آنقدر مستم که نشناسم جنون را از خرد

نشئه جام شراب من ز انگور دل است

قطره خونی که از زخم دل من می‌چکد

نیست خون او شبنمی از شرم تیغ قاتل است!

دارم از فکر بلند خویش مضمون بلند

صد فلاطون از کشاد معنی‌ام پا در گل است!

شکر الله فارس میدان اشعارم کنون

نکته سربسته من لایق هر محفل است

از رموز معنی من سرسری نتوان گذشت

غیر مضمون از کلامم هرچه فهمی باطل است

بسته‌ام مضمون که از انصاف گوید مستمع

این همه رمز آشنایی‌ها ز فکر طغرل است!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲بس که هستی همه سامان وجود عدم است
  2. شمارهٔ ۷۳فرصت عهد جهان از صبح هستی یک دم است
  3. شمارهٔ ۷۴رندیم ما و بوقلمونی شعار ماست
  4. شمارهٔ ۷۵تا درین وادی غبار ما به دامان آشناست
  5. شمارهٔ ۷۶نغمه قانون هستی ساز مضراب فناست
  6. شمارهٔ ۷۷شور دریای محبت موجی از آب من است
  7. شمارهٔ ۷۸عقیق از حسرت لعل تو خون است
  8. شمارهٔ ۷۹تیری که از کمان نگاه تو جسته است
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.