پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

حیا پیراهن اندام ناز است

تغافل پرده قانون راز است

ببین زیر و بم تار محبت

به مضراب خموشی نغمه ساز است!

به دشنامی رقیبان را نوازد

عجب شوخی که او دشمن‌نواز است!

نمی‌آید برای پرسش من

به راه انتظارش دید باز است

ازآن قل‌قل مینا را شنیدم

دلم وقت قیامش در نماز است!

به صبح وصل دارم انتظاری

شب هجران عجب دور و دراز است!

به کف آسان نیاید دامن وصل

بسی در راه او شیب و فراز است

در خامی کشا تا پخته گردی

کلید قفل تحقیقش مجاز است!

معانی صید شد طغرل ز شاهین

که صید چنگلش عنقا نه باز است!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵چند روزی در جهان ای عمر مهمانی بس است
  2. شمارهٔ ۶۶خاکساری بس که ما را شهپر بال رساست
  3. شمارهٔ ۶۷هر لحظه به دل از مژه‌ات زخم خدنگ است
  4. شمارهٔ ۶۸جز عشق به عالم همه اوهام خیال است
  5. شمارهٔ ۶۹گرچه رنگ و بو دلیل و شاهد روی گل است
  6. شمارهٔ ۷۰رفتن هوش از سرم تا ساربان محمل است
  7. شمارهٔ ۷۱در کشور ملاحت شاهی تو را تمام است
  8. شمارهٔ ۷۲بس که هستی همه سامان وجود عدم است
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.