پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

چند روزی در جهان ای عمر مهمانی بس است

از حصول مدعا آه پشیمانی بس است

آرزوی جاه داری گر ز نقش اعتبار

یاد تعمیر خیالت خانه ویرانی بس است

گشتی از درس کمال امروز غافل مر تو را

همچو یبروح‌الصنم یک نام انسانی بس است

چند گویی کز تعلق‌های امکان بگذرم

بگذری گر از جهان یک دامن افشانی بس است

گیر در راه طلب از نقش پای او سبق

مر تو را آیینه‌سان یک چشم حیرانی بس است

تا کجا خواهی کز آشفتن به جمعیت رسم

از تصورهای زلفش یک پریشانی بس است

گر همی‌خواهی که اسپ خویش از فرزین کنی

در بساط نرد غم یک دانه گردانی بس است

دوش از سیب زنخدانش گرفتی بهره‌ای

از لب لعلش تو را امروز خوبانی بس است

تا به کی گویی که خوانم دفتر عشاق را؟!

از کتاب محنتش یک سطر اگر خوانی بس است!

کعبه بیت اللّٰه فکر مرا طغرل کنون

از شکار صید معنی‌ها یکی بانی بس است!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷هر لحظه به دل از مژه‌ات زخم خدنگ است
  2. شمارهٔ ۶۸جز عشق به عالم همه اوهام خیال است
  3. شمارهٔ ۶۹گرچه رنگ و بو دلیل و شاهد روی گل است
  4. شمارهٔ ۷۰رفتن هوش از سرم تا ساربان محمل است
  5. شمارهٔ ۷۱در کشور ملاحت شاهی تو را تمام است
  6. شمارهٔ ۷۲بس که هستی همه سامان وجود عدم است
  7. شمارهٔ ۷۳فرصت عهد جهان از صبح هستی یک دم است
  8. شمارهٔ ۷۴رندیم ما و بوقلمونی شعار ماست
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.