پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

خاکساری بس که ما را شهپر بال رساست

گرد ما را از ضعیفی خانه بر دوش هواست

سایه از افتادگی خورشید دارد در بغل

دستگاه مفلسی را اعتبار کیمیاست

تا توانی کار اندر مزرع دل تخم اشک

دانه این کشت را ز ابر کرم نشو و نماست

هرکجا باشد همان لیلی بود منظور او

در دل مجنون مگر آیینه گیتی‌نماست؟!

دوش پای ما مگر از مرکز غم شد برون؟!

هرچه می‌آید به ما امروز از پرگار ماست!

تا به عرض جلوه آمد عکس رخسار گلش

جوهر آیینه زیر شبنم موج حیاست

قطره‌ای ظاهر نشد از جوشش شوق دلم

آب این سرچشمه را از موج زنجیری به پاست

می‌کنم کوه دلم را از غمش چون کوهکن

لیک چون من کی کسی در عشق او صبرآزماست؟!

عالمی محوند چون آیینه در راه غمش

دیده عشاق را سرمشق حیرت نقش پاست

حاصل عشقت که ابرویش گواهی می‌دهد

چون کمان خمیازه‌ات آغوش این قد دوتاست

شد یقینم طغرل از درس محبت این سخن

رهبر عاشق سوی معشوق نقش بوریاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸جز عشق به عالم همه اوهام خیال است
  2. شمارهٔ ۶۹گرچه رنگ و بو دلیل و شاهد روی گل است
  3. شمارهٔ ۷۰رفتن هوش از سرم تا ساربان محمل است
  4. شمارهٔ ۷۱در کشور ملاحت شاهی تو را تمام است
  5. شمارهٔ ۷۲بس که هستی همه سامان وجود عدم است
  6. شمارهٔ ۷۳فرصت عهد جهان از صبح هستی یک دم است
  7. شمارهٔ ۷۴رندیم ما و بوقلمونی شعار ماست
  8. شمارهٔ ۷۵تا درین وادی غبار ما به دامان آشناست
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.