پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

تا نهال قامت او را صنوبر چاکر است

در چمن قمری ز حسرت همدم خاکستر است

بر ثبوت امتیاز حسنش از خوبان دهر

سبزه خط زمرد فام لعلش محضر است

دوش در گلشن حدیث جعد گیسویش گذشت

سنبل امروز از خجالت پایمال صرصر است

در خیال لعل او چون غنچه بگشایم دهن

ناقه فکرم سراپا زیر بار شکر است!

بر فروغ دیده منت کی کشم از توتیا

مردم چشم مرا تا روی خوبان منظر است؟!

خواست هوشم در شب زلفش شبیخون آورد

شحنه خالش گرفت کین دور شاه دیگر است!

طغرل از آسیب چشم بد جمالش را چه باک

تا دلم در آتش عشقش سپند مجمر است!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳حیا پیراهن اندام ناز است
  2. شمارهٔ ۶۴تا زلف تو در خرمن گل غالیه‌بیز است
  3. شمارهٔ ۶۵چند روزی در جهان ای عمر مهمانی بس است
  4. شمارهٔ ۶۶خاکساری بس که ما را شهپر بال رساست
  5. شمارهٔ ۶۷هر لحظه به دل از مژه‌ات زخم خدنگ است
  6. شمارهٔ ۶۸جز عشق به عالم همه اوهام خیال است
  7. شمارهٔ ۶۹گرچه رنگ و بو دلیل و شاهد روی گل است
  8. شمارهٔ ۷۰رفتن هوش از سرم تا ساربان محمل است
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.