پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

آنکه تسلیم سجود خاک پایش شد سر است

رهبر آیینه مطلب صفای جوهر است

طائر عشق از پر و بال هوس باشد بری

آنکه در دام تو افتد صید بی بال و پر است

دود آهم را اثر باشد سواد لعل او

دعوی عشق مرا خط غبارش محضر است

سرمه اندر کام دارد موی چینی دم به دم

هر کرا تمکین بود دانی که گوش او کر است

نیست فکر عاشقان پست و بلند اعتبار

خانه آیینه کی محتاج این بام و در است؟!

در غمت چون شمع دارم گریه از شب تا سحر

آنچه از عشق تو سامان کرده‌ام چشم تر است

در سواد صفحه لوح دل عشاق غم

مد آهم گه مداد و گاه تار مسطر است

نیست طغرل در ره مقصد دلیل دیگری

عشق ما را عاقبت در کوی جانان رهبر است!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲تا زیر و بم نغمه مضراب تو ساز است
  2. شمارهٔ ۶۳حیا پیراهن اندام ناز است
  3. شمارهٔ ۶۴تا زلف تو در خرمن گل غالیه‌بیز است
  4. شمارهٔ ۶۵چند روزی در جهان ای عمر مهمانی بس است
  5. شمارهٔ ۶۶خاکساری بس که ما را شهپر بال رساست
  6. شمارهٔ ۶۷هر لحظه به دل از مژه‌ات زخم خدنگ است
  7. شمارهٔ ۶۸جز عشق به عالم همه اوهام خیال است
  8. شمارهٔ ۶۹گرچه رنگ و بو دلیل و شاهد روی گل است
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.