پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۵۹ - حبیب‌جان

حزین منشین که نوروز بهار است

جهان چون خضر خطت سبزه‌زار است

بهار افروخت زینت در گلستان

محل فیض سیر گلعذار است

گل و سنبل پریشان از صبا شد

فراز و شیب صحرا لاله‌زار است

به یک سو نوحه‌گر قمری ز کوکو

نوای بلبل و صوت هزار است

چمن زینت‌فزا شد از بهاران

رخ یارم همیشه نوبهار است

از آن با گل شود با منطقی شرط

رخ و گیسوی او لیل و نهار است

ندارم طاقت دوری ز وصلش

چو گل جانان و طغرل همچو خار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱تا نهال قامت او را صنوبر چاکر است
  2. شمارهٔ ۶۲تا زیر و بم نغمه مضراب تو ساز است
  3. شمارهٔ ۶۳حیا پیراهن اندام ناز است
  4. شمارهٔ ۶۴تا زلف تو در خرمن گل غالیه‌بیز است
  5. شمارهٔ ۶۵چند روزی در جهان ای عمر مهمانی بس است
  6. شمارهٔ ۶۶خاکساری بس که ما را شهپر بال رساست
  7. شمارهٔ ۶۷هر لحظه به دل از مژه‌ات زخم خدنگ است
  8. شمارهٔ ۶۸جز عشق به عالم همه اوهام خیال است
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.