پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

هر کرا شوخ پری‌رخسار است

ساغر عشرت او سرشار است

زاهدی را که صفا در دل نیست

سبحه او نه کم از زنار است

زلف او دیدم و گفتم در دل

هرکجا گنج بود گر مار است

از لبش وقت سخن در بارد

لعل او را ز بدخشان عار است

کی بود یار بری از اغیار؟!

یک گلی نیست که او بی‌خار است!

در طلب نه تو قدم آهسته

کوه این بادیه ناهموار است!

کوهکن جان به عبث می‌بازد

کندن کوه غمش ناچار است

عقد زلفش نشود حل آسان

که به هر حلقه او اسرار است

بی‌فنا کی بود امکان وصول

به حریم حرمش گر بار است!

خرده در گفته طغرل کم گیر

کاسنی هم گلی از گلزار است!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰آنکه تسلیم سجود خاک پایش شد سر است
  2. شمارهٔ ۶۱تا نهال قامت او را صنوبر چاکر است
  3. شمارهٔ ۶۲تا زیر و بم نغمه مضراب تو ساز است
  4. شمارهٔ ۶۳حیا پیراهن اندام ناز است
  5. شمارهٔ ۶۴تا زلف تو در خرمن گل غالیه‌بیز است
  6. شمارهٔ ۶۵چند روزی در جهان ای عمر مهمانی بس است
  7. شمارهٔ ۶۶خاکساری بس که ما را شهپر بال رساست
  8. شمارهٔ ۶۷هر لحظه به دل از مژه‌ات زخم خدنگ است
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.