پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

زهی آیینه را حیرت خیال عکس تصویرت

کمان فتنه را ناوک حدیث چشم زهگیرت!

چو خاک اکنون به باد از آتش تیغ توام لیکن

بسی جوهر ز خونم گل کند از آب شمشیرت

نمی‌روید به جز یاقوت دیگر هیچ از خاکش

اگر ریزد به هر جا قطره‌ای از خون نخچیرت

وجوب سرنوشت خامه نی نیست بشکستن

درستی نیست ممکن در قلم انشای تصویرت

نبندد بسته زلفت در شادی به روی خود

که فتح‌الباب غم دارد همین آواز زنجیرت

صفا همچون عرض شد لازم جسم لطیف تو

مگر از جوهر خورشید بنمودند تخمیرت؟!

ز نیرنگ عجایب‌خانه چشم تو حیرانم

که دارد فتنه را بیدار خواب ناز تعبیرت

ز بوی غنچه مدح تو اکنون وقت آن باشد

گلستان بشکفد در صفحه‌ام از رنگ تحریرت

کماندار خیال ابرویت تا ناوک‌افکن شد

نفس مانند رنگم رفت دنبال پر تیرت

چه افسون است یارب در زبان مار آن گیسو

که عالم را کنون با یک سر مو کرد تسخیرت؟!

خوشا از مصرع موزون دریای سخن طغرل

قیامت می‌کشد کلک فرنگستان تصویرت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷اگر دل محو آن رخسار زیباست
  2. شمارهٔ ۵۸هر کرا شوخ پری‌رخسار است
  3. شمارهٔ ۵۹ - حبیب‌جانحزین منشین که نوروز بهار است
  4. شمارهٔ ۶۰آنکه تسلیم سجود خاک پایش شد سر است
  5. شمارهٔ ۶۱تا نهال قامت او را صنوبر چاکر است
  6. شمارهٔ ۶۲تا زیر و بم نغمه مضراب تو ساز است
  7. شمارهٔ ۶۳حیا پیراهن اندام ناز است
  8. شمارهٔ ۶۴تا زلف تو در خرمن گل غالیه‌بیز است
همه‌ی غزلیات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.