پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

ای دل سوخته با سوز و غم یار بساز

چند روزی به غم و محنت دلدار بساز

چون بجز دوست نخواهی که بود همدم تو

صبر کن در غم و پس روی به دیوار بساز

به امید رخ زیبای گل ای بلبل مست

با جفا خوی کن و با ستم خار بساز

آدمی زاد نباشد چو به عالم دلشاد

شادی کم منگر، با غم بسیار بساز

مکن اندیشه که دنیای دنی بر گذرست

رو به آه سحر و دیده خونبار بساز

سرنوشت ازلی را نتوان داد تمیز

در خرابات بیا با می گلنار بساز

صوفیا خرقه و سجاده به می در گرو است

برو امروز تو با جبه و دستار بساز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵بدان امید که ناگه ببینم آن رویش
  2. شمارهٔ ۳۶بجز صبا ز که جویم نشان دلبر خویش
  3. شمارهٔ ۳۷ای رخت مایه عیش و طرب اهل نشاط
  4. شمارهٔ ۳۸گر بود با من به صلح و گر به جنگ
  5. شمارهٔ ۳۹آن پری دور از من و من در غمش دیوانه‌ام
  6. شمارهٔ ۴۰من که دیوانه آن سلسله موی توام
  7. شمارهٔ ۴۱چشمه آب حیات است دهان یارم
  8. شمارهٔ ۴۲وقت آن شد که اقامت به خرابات برم
همه‌ی غزلیات ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.